مصاحبه با مداحان و شاعران اهلبیت علیهما السلام و زندگی نامه و اخبار مربوط به آنها و نشر مسائل دینی

هرچه که در مورد مداحان و شاعران و مسائل دینی میخواهید بدانید - در مورد مداحان ، شاعران ،سخنرانان ، هیئات و مسائل مربوط به دین و تشیع

مصاحبه با مداحان و شاعران اهلبیت علیهما السلام و زندگی نامه و اخبار مربوط به آنها و نشر مسائل دینی

هرچه که در مورد مداحان و شاعران و مسائل دینی میخواهید بدانید - در مورد مداحان ، شاعران ،سخنرانان ، هیئات و مسائل مربوط به دین و تشیع

حسین محمدی فام که دانشجوی دکتری و مداح اهل بیت است

حسین محمدی فام که دانشجوی دکتری و مداح اهل بیت است
اولویت اول زندگی من مداحی است. از قدیم که دنبال کار می‌گشتم برای من مهم بود که محیط کارم به مداحی من ضربه نزند. بلکه مقوم و تقویت کننده آن باشد.

  ادامه مطلب ...

حاج صادق آهنگران ،صدای انقلاب و حماسه

حاج صادق آهنگران ،صدای انقلاب و حماسه

رمز موفقیت یک مداح این است که پای مراجع زانو بزند یا اینکه پیش کسانی که نزد مراجع زانو زده اند، شاگردی کند.

  ادامه مطلب ...

پیرغلام با معرفت حاج سیدحسن معطر

معرفت پایه و اساس درک حقیقت است

پیرغلام با معرفت حاج سیدحسن معطر

ادب و تواضع استاد حاج سیدحسن معطر در هنگام گفت‌وگو و حسن خلقش در برخورد اول کاملاً به چشم می‌آید. ایشان در طول گفت‌و‌گو بارها بر این قضیه تأکید کرد و با عمل کردن به آن نشان داد که بین حرف و عملش هیچ فاصله‌ای نیست.

  ادامه مطلب ...

یادی از مرحوم حاج رضا انصاریان، مداح و خادم حرم امام رضا(ع)

حرفهای دختران حاج رضا درباره پدر

بسیارند آنها که صدای خوشی دارند، اما اینکه صدا، اثر بگذارد بر دل و جان شنونده، حساب و کتاب دیگری دارد که فراتر از جنس فیزیکی تارهای صوتی است.

  ادامه مطلب ...

خاطره ای از مداح شدن حاج رضا انصاریان

خاطره ای از مداح شدن حاج رضا انصاریان

مادربزرگم اهل ذکر بود و دفترهایی داشت پر از اشعار آیینی. شعری را به مناسبت اربعین به من داد که فکر کنم از مرحوم ذاکرالشعرا بود.

 


 

خاطره ای از مداح شدن حاج رضا انصاریان

مادربزرگم اهل ذکر بود و دفترهایی داشت پر از اشعار آیینی. شعری را به مناسبت اربعین به من داد که فکر کنم از مرحوم ذاکرالشعرا بود.


خاطره ای از مداح شدن حاج رضا انصاریان

خاطره ای از مرحوم حاج رضا انصاریان خادم و مداح حضرت رضا علیه السلام؛ نقل شده است.

ماجرا به سال ها پیش بر می گردد. به گمانم کلاس پنجم ابتدایی بودم. در کتاب فارسی ما شعری آهنگین و زیبا از سعدی بود که آن را حفظ کرده بودم.

یک روز قبل از اربعین حسینی، داشتم حوض خانه مان را در قم می شستم و شعری را با ریتم برای خودم می خواندم. مادر بزرگم آنجا بود. رو کرد به من و گفت: ننه! قربون قد و بالات! چه صدای قشنگی داری. بیا برای امام حسین بخون، فردا اربعینه.

گفتم: مادر جون ! من شعر ندارم. چی بخونم!

گفت: شعر رو خودم بهت می دم.

مادربزرگم اهل ذکر بود و دفترهایی داشت پر از اشعار آیینی. شعری را به مناسبت اربعین به من داد که فکر کنم از مرحوم ذاکرالشعرا بود.

نجوای بانو زینب کبری(س) با یک بلبل؛

نسیمی گر تو را بر گل وزیده

مرا باد خزان بر گل رسیده

گل تو، سر سوی افلاک برده

گل من، سر به زیر خاک برده

گل تو در برش طفل صغیرش

گل من داغ اکبر کرده پیرش

گل تو زینب دست باغبان بود

گل زینب، اسیر ساربان بمود

گل تو آب شیرین، سیر خورده

گل من، آب از شمشیر خورده

به یاد دارم که تا صبح راه رفتم، این شعر را با صوت و آهنگ خواندم و آن را حفظ کردم. همسایه ای داشتیم به نام حاج معمار. مادر بزرگم به او گفته بود که نوه من فردا بیاید در مجلس امام حسین(ع) بخواند؟ اولین بار در سن 11 سالگی روی منبر رفتم و این شعر را خواندم.

جمعیتی که در آن مجلس بود و حالی که پیدا کردند، واقعاً عجیب بود. نیت پاک مادربزرگم بود که مرا تشویق به حرکت در این مسیر کرد. همان روز حاج معمار به من گفت که فردا را هم بیا.